تو سیب سرخ کدامین بهشت گمشده هستی که باز با تو می شکند توبه آدم ...
مادرم روزت مبارک

مارکز بعد از اعلان رسمی و تأیید سرطان وی و شنیدن خبر بیماریش این متن را به عنوان وداع نوشته است هر چند ابهاماتی درباره نویسندۀ آن وجـود دارد ... (گابریل گارزسیا مارکز ملقّب به گابو است) . وی با رمان اعجاب انگیزش که 5 سال نوشتنش به طول انجامیده به نام صد سال تنهایی ..برندۀ نوبل ادبیّات 1982 در استهکلم است . گابو پیشگام سبک ادبی رئالیسم جادویی است ، هر چند تمام آثارش را نمیتوان در این دسته بندی قرار داد . به هر حال از دیگر کتب وی میتوان به عشق سالهای وبـا ، ساعت شوم ، کسی به سرهنگ نامه نمی نویسد و یا ژنرال در مخمصه که گاه دیده ام برخی از ناشران آنرا به به ژنرال در هزارتوی خویش ترجمه کرده اند اشاره کرد .
که معنای تحت الفظی اش همان ژنرال در مخمصه است
.مارکز هرگز نوشتن این متن را تکذیب نکرد
__________________________________________
"اگر خداوند برای لحظه ای فراموش می کرد که من عروسکی کهنه ام و قطعه کوچکی زندگی به من ارزانی میداشت،
شاید همه آنچه را که به ذهنم می رسید را بیان نمیداشتم، بلکه به همه چیزهائی که بیان میکردم فکر می کردم.
اعتبار همه چیز در نظر من، نه در ارزش آنها که در معنای نهفته
کمتر میخوابیدم و دیوانهوار رویا می دیدم، چرا که میدانستم هر دقیقهای که چشمهایمان را برهم میگذاریم ٬
شصت ثانیه نور را از کف میدهیم. شصت ثانیه روشنایی
هنگامی که دیگران میایستند ٬ من قدم برمیداشتم و هنگامی که دیگران میخوابیدند بیدار می ماندم.
هنگامی که دیگران لب به سخن میگشودند٬ گوش فرا میدادم و بعد هم
از خوردن یک بستنی شکلاتی چه حظّی که نمی بردم .
اگر خداوند ذرهای زندگی به من عطا میکرد٬ جامهای ساده به تن می کردم.
نخست به خورشید خیره می شدم و کالبدم و سپس روحم را عریان میساختم.
خداوندا٬اگر دل در سینه ام همچنان می تپید تمامی تنفرم را بر تکه یخی مینگاشتم و
سپس طلوع خورشیدت را انتظار می کشیدم.
روی ستارگان با رویاهای "وان گوگ" وار ٬ شعر "بندیتی”(*) را نقاشی می کردم و با صدای دلنشین "سرات"(**) ترانه عاشقانهای به ماه پیشکش میکردم .
با اشکهایم گلهای سرخ را آبیاری می کردم تا زخم خارهایشان و بوسه گلبرگ هایشان در اعماق جانم ریشه زند.
خدواوندا ٬اگر تکهای زندگی میداشتم ٬ نمیگذاشتم حتی یک روز از آن سپری شود بیآنکه
به مردمانی که دوستشان دارم ٬ نگویم که «عاشقتتان هستم» ،
آن گونه که به همه مردان و زنان میباوراندم که قلبم در اسارت (یا سیطره )محبت آنهاست .
اگر خداوند فقط و فقط تکهای زندگی در دستان من میگذارد ٬ در سایهسار عشق میآرمیدم. به انسانها نشان می دادم که در اشتباهند
که گمان کنند وقتی پیر شدند دیگر نمی توانند دلدادگی کنند و عاشق باشند.
آه خدایا! آنها نمی دانند زمانی پیر خواهند شد که دیگر نتوانند عاشق شوند
به هر کودکی دو بال هدیه می دادم ٬ رهایشان می کردم تا خود بال گشودن و پرواز را بیاموزند.
به پیران میآموزاندم که مرگ نه با سالخوردگی که با نسیان از راه میرسد.
آه انسانها، از شما چه بسیار چیزها که آموختهام.
من یاد گرفتهام که همه میخواهند درقله کوه زندگی کنند ٬
بی آنکه به خوشبختی آرمیده در کف دست خود نگاهی انداخته باشند.
چه نیک آموختهام که وقتی نوزاد برای نخستین بار مشت کوچکش را به دورانگشت زمخت پدر میفشارد
٬ او را برای همیشه به دام خود انداخته است.
دریافته ام که یک انسان تنها زمانی حق دارد به انسانی دیگر از بالا به پائین چشم بدوزد که ناگزیر است
او را یاری رساند تا روی پای خود بایستد
من از شما بسی چیزها آموخته ام و اما چه حاصل٬ که وقتی اینها را در چمدانم میگذارم که در بستر مرگ خواهم بود.»
__________________________________
*- شاعر معاصر اروگوئه ای از کارهایش به مجموعه اشعارش با نام شب زده میتوان اشاره کرد)
**- خواننده ای معروف اهل اسپانیا
مدارك امريكا رو آماده كردم و وقتي بردم با پست دی اچ ال و یا تی ان تی پست کنم گفتند چون تحریم شدیم معلوم نیست چقدر طول بکشه برسه دستشون چون تو گمرک اونجا نگهمیدارن ضمنا تضمینی هم نیست که بازش کنن یا نه ...
دعا کنید زود برسه وگرنه کلی از شانسمو از دست می دم ... ![]()

راستش و بخواین ساعت ۱۱:۳۰ سه شنبه شب بود که پدر همسر گرامی تماس گرفتند و گفتند یک نامه دارم که از آمریکا اومده وقتی پرسیدم از کجا و اون گفت از کنتاکی کنسول باورتون نمی شه اینقدر جا خوردم که تا ثانیه ها نفهمیدم داره چی می گه و فقط گفتم دارم میام ....![]()
رسیدم دم خونشون و با دیدن پاکت قلبم ریخت . حدسم درست بود و در لاتاری برنده شده بودم . باورم نمی شد اونم حالا ... ![]()
۲ روز گذشت و هنوز از شوک این خبر بیرون نیومده بودم که از گلدن گروپ تماس گرفتند و گفتند یه خبر خوش و اینبار دیگه واقعا باورم نمی شد وقتی گفت جواب از سفارت استرالیا اومده و مدرک ایلتس رو بفرستید تا هرچه زودتر اقامتتون حاضر بشه فکر کردم چقدر خدا دوستم داره و فهمیدم بالاخره یه سال هم پیدا شد که از اولش برام خوش یمن باشه سال ۱۳۸۷ و هیچوقت فراموش نمی کنم ........ ![]()
هنوزم باورم نمی شه ... ![]()
بعد از ۳ ماه هنوز هیچ جوابی از سفارت نیومده .......
چه کار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی

سال ۷۰۳۰ میترایی آریایی، ۳۷۴۶ زرتشتی، ۲۵۶۷شاهنشاهی و ۱۳۸۷ خورشیدی مبارک.
نوروز _ زيبا ترين جشن در آيين زرتشت
جشن نوروز بزرگترين ، برجسته ترين ، ويژه ترين و باشكوه ترين يادگار ايرانيان از روزگار باستان تا به امروز است. بيشترين ارزش اين جشن را ميتوان در آن دانست كه با پشت سر گذاشتن فراز و نشيبهاي گوناگون چون كوهي استوار از هجمه ها و حمله هاي يونانيان ، تركها ، مغولها و اقوام وحشي عرب جان به در برده و با روح و احساس مردم اين سرزمين چنان سرشته شده است كه همه ساله در ژرفاي دل و جان و روان خود چشم به راه فرا رسيدن آن هستند.
طبق عقايد زرتشتيان ماه فروردين به " فراوشي " اشاره دارد و دنياي مادي را در آخرين روزهاي سال دچار تحول ميكند.
جشن نوروز از رسوم باستاني و ملي ايرانيان ميباشد. جزييات چگونگي اين جشن تا دوره هخامنشيان بر ما پوشيده است. در اوستا كتاب مقدس زرتشتيان نيز هيچ اشاره اي به آن نشده است. تنها اطلاعات اندكي مربوط به دوره ساسانيان در اين باره وجود دارد.
چهارشنبه سوري و روشن كردن آتش
ايرانيان باستان به آتش احترام ميگذاشتند. زيرا آتش باعث تصفيه هوا ميشده است. آتش از بين برنده ي ناپاكي ها و روشن كننده ي تاريكي هاست.
زرتشتيان آتش را نميپرستيدند اما آن را به عنوان مظهري از يك انسان متعالي مورد احترام ميدانستند.
حركت صعودي آتش ، نوراني و گرما بخش بودن آن ، نماد يك انسان متعالي را در آيين زرتشت تداعي ميكند.
فلسفه ي خانه تكاني
زرتشتيان ايران باستان بر اين باور بودند كه فروهرها ( يكي از نيروهاي اهورايي در كالبد انسان كه پس از مرگ همانند روان به مكان نخستين خود باز ميگردد ) از ده روز پيش از نوروز براي ديدار بستگان و بازماندگان خود به زمين بازميگردند. به همين دليل است كه زرتشتيان از اوايل اسفند ماه خانه تكاني و پاك سازي محيط پيرامون خود را آغاز ميكردند. و مقدمات جشن و شادي را فراهم ميساختند تا فروهرها هنگام فرود آمدن آنها را هماهنگ با طبيعت ، شاد و خرم و پاك و تازه ببينند و با خشنودي و آرزوي بركت براي خاندان خود به سراي خويش بازگردند.
سبزه
روايت است كه اهريمن ، بلاي خشكسالي را بر زمين فرو نشانيد. اما جمشيد به جنگ با اهريمن پرداخت و عاقبت او را شكست داد. آنگاه خشكسالي ، قحطي و نكبت را بر روي زمين از ريشه بخشكانيد و به زمين بازگشت. با بازگشت او ، درختان و هر نهال و چوب خشكي سبز شدند. پس مردم اين روز را " نوروز " خواندند. و هر كس به يمن و مباركي در تشتي ، جو كاشت و اين رسم سبزه نشانيدن در ايام نوروز از آن زمان تا به امروز باقي مانده است.
هفت سين
سمنو ، سيب ، سنجد ، سركه ، سير ، سكه و سبزه ،
هفت واژه اي كه با حرف سين شروع ميشوند و معاني استعاره اي خاص خودشان را دارند ، به همراه تخم مرغهاي رنگين ، گلاب ، ماهي قرمز در آب ، شمع و آينه عناصر تشكيل دهنده ي سفره ي هفت سين ايرانيست. زرتشتيان كتاب مقدس اوستا را نيز در راس سفره هايشان قرار ميدهند.
هريك از اين موارد سمبل و نماد تولد ديگر باره ي بهاران است.
در اساطير ايراني ، سمنو كه از جوانه ي گندم درست ميشود ، نشانه و سمبل زايش دوباره ي بهار است. و سبزي و سكه و سركه نماد افكار نيك ، كردار نيك ، خدا پرستي ، نيك بختي ، جاودانگي و داد و دهش هستند كه به باور زرتشتيان ، زرتشت پيامبر ، آنها را از جمله صفات اهورا مزدا دانسته است.
فر و پيروزي ما ملت پيداست هنوز
كيش زرتشت ز آتشكده برجاست هنوز
كاخ داراي بلند اختر برپاست هنوز
طاق كسري به لب دجله هويداست هنوز
ايرانيم و ريشه به خاك وطنم هست
عشق وطن آميخته با جان و تنم هست
هرگز به همه گوهر عالم نفروشم
اين دري را كه به درج دهنم هست
در سينه نهان كرده ام آتشكده ي پارس
اين آتش پر سوز نهان در سخنم هست

در جزيره اي زيبا تمام حواس، زندگي مي کردند: شادي، غم، غرور، عشق و ...
روزي خبر رسيد که به زودي جزيره به زير آب خواهد رفت. همه ساکنين جزيره قايق هايشان را آماده و جزيره را ترک کردند. اما عشق مي خواست تا آخرين لحظه بماند، چون او عاشق جزيره بود.
وقتي جزيره به زير آب فرو مي رفت، عشق از ثروت که با قايقي باشکوه جزيره را ترک مي کرد کمک خواست و به او گفت:« آيا مي توانم با تو همسفر شوم؟»
ثروت گفت:« نه، من مقدار زيادي طلا و نقره داخل قايقم هست و ديگر جايي براي تو وجود ندارد.»
پس عشق از غرور که با يک کرجي زيبا راهي مکان امني بود، کمک خواست.
غرور گفت:« نه، نمي توانم تو را با خود ببرم چون تمام بدنت خيس و کثيف شده و قايق زيباي مرا کثيف خواهي کرد.»
غم در نزديکي عشق بود. پس عشق به او گفت:« اجازه بده تا من باتو بيايم.»
غم با صداي حزن آلود گفت:« آه، عشق، من خيلي ناراحتم و احتياج دارم تا تنها باشم.»
عشق اين بار سراغ شادي رفت و او را صدا زد. اما او آن قدر غرق شادي و هيجان بود که حتي صداي عشق را هم نشنيد. آب هر لحظه بالا و بالاتر مي آمد و عشق ديگر نااميد شده بود که ناگهان صدايي سالخورده گفت:« بيا عشق، من تو را خواهم برد.»
عشق آن قدر خوشحال شده بود که حتي فراموش کرد نام پيرمرد را بپرسد و سريع خود را داخل قايق انداخت و جزيره را ترک کرد. وقتي به خشکي رسيدند، پيرمرد به راه خود رفت و عشق تازه متوجه شد کسي که جانش را نجات داده بود، چقدر بر گردنش حق دارد.
عشق نزد علم که مشغول حل مساله اي روي شن هاي ساحل بود، رفت و از او پرسيد: « آن پيرمرد که بود؟»
علم پاسخ داد: « زمان»
عشق با تعجب گفت:« زمان؟! اما او چرا به من کمک کرد؟»
علم لبخندي خردمندانه زد و گفت: « زيرا تنها زمان قادر به درک عظمت عشق است.»
تقویم زرتشتی تقویمی است دقیق که در آن همه ماههای سال سی روزه اند و بطور کلی ماه سی و یک روزه وجود ندارد.
طبق تقویم زرتشت روزه های 31 فروردین، 31 اردیبهشت و31 خرداد و ... وجود ندارد در تقویم زرتشتی چیزی بنام هفته وجود نداشت و هر روز از ماههای سال یک نام به خود اختصاص می داد .هر روز وقتی به ماهی که همنام آن بود مصدف می شد جشنی برگزار میشد . جشنهای زرتشتی ربطی به دین و مسلک ندارد بلکه قسمتی از گذشته ی گذشتگانمان است که هر روزشان را با نام هایی پر معنا جشن می گرفتن و به شادی میپرداختند (نه مثل امروز ما به دنبال تعطیلی برای جشن گرفتن بودند و نه ...) بگذریم
در زیر معنای روزهای ماه رو به همراه معنی آنها نوشتم که فکر می کنم دونستنشون خالی از لطف نباشه !!!
نخستین روز اورمزد یا هرمز نام دارد به معنی "اهورامزاد" چون هر کار و هر چیزی با نام خدا آغاز می شود بنابراین نخستین روز ماه را با نام خدا آغاز می شود
2- دومین روز ماه بهمن یا وهومن نام دارد به معنای منش نیک و نام یکی از امشایپندان یا فرشتگان درگاه خداوند است
3- روز سوم ماه اردیبهشت است به معنای بهترین راستی و نیز نام یکی از فرشتگاه درگاه خدا
4- چهارمین روز ماه شهریور است به معنی بهترین شهریاری یا مدینه فاضله و نیز نام یکی از امشاسپندان یا فرشتگان درگاه خداوند است؛
5- پنجمین روز ماه سپندارمذ یا اسفند نام دارد به معنی فروتنی و نیز نام یکی از امشاسپندان یا فرشتگان درگاه خداوند است؛
6- ششمین روز ماه خرداد نام دارد به معنی تندرستی و نیز نام یکی از امشاسپندان یا فرشتگان درگاه خداوند است؛
7- هفتمین روز ماه امرداد نام دارد به معنی بی مرگی و جاودانگی که نام آخرین امشاسپند نیز می باشد.در باره این واژه توجه کنید کـه بیشتر به غلط مرداد تلفظ می شود که نـادرست است و باید امرداد خوانده شود؛ زیرا مرداد یه معنی مرگ است و امروزه به اشتباه مرداد تلفظ می شود و درست آن امرداد است به معنای بی مرگی (می بینید چه قدر فرق بین دو واژه هست . البته تا جایی که من خبر دارم نماینده زرتشت در مجلس طرحی را مبنی بر تعویض این دو واژه ارایه کرده تا معنای مرگ از ماهها از میان برود و بی مرگی جای آنرا بگیرد ولی کیه که گوش کنه ؟!؟)
8- هشتمین روز ماه دی به آذر است به معنی آفریدگار؛
9- نهمین روز آذر است به معنی آتش
10- دهمین روز آبان نام دارد به معنی آب,به طور کلی مظاهر طبیعی سودمند نزد ایرانیان بسیار ارجمند است بنابراین برخی روزهای ماه به نام مظاهر طبیعی نهاده شده است؛
11- نام یازدهمین روز خورشید یا خور است که باز نام یکی از مظاهر طبیعی و مقدس است؛
12- -دوازدهمین روز ماه, ماه نام دارد.ماه نیز که شباهنگام در آسمان می درخشد نزد ایرانیان مقدس است؛
13- نام روز سیزدهم ,تیر است که نام ستاره ای است در آسمان
14- چهاردهمین روز هر ماه گوش نام دارد به معنای جهان و هستی
15- روز پانزدهم ,دی به مهر است به معنای آفریدگار
16- روز شانزدهم هر ماه مهر است که محبت ومهربانی معنی می دهد؛
17- هفدهمین روز ماه سروش است به معنی فرمانبرداری که بعد ها در زبان پارسی معنای فرشته نیز به آن داده شد؛
18- رشن نام هجدهمین روز است که به معنی عدالت و دادگری است؛
19- نوزدهمین روز ماه فروردین است که شکل تغییر یافته واژه فروهر است به معنای نیروی پیشرو؛
20- نام بیستمین روز ماه بهرام یا وهرام است به معنای پیروزی
21- بیست و یکمین روز هر ماه رام است به معنای رامش و شادمانی؛
22- نام بیست و دوم هر ماه باد است.چنانچه ذکر شد زرتشتیان به پدیده ها و مظاهر طبیعی مانند خورشید ,ماه,آسمان,باد و ...احترام زیادی می نهند؛
23- بیست و سومین روز هر ماه دی به دین است به معنای آفریدگار
24- بیست و چهارمین روز هر ماه دین است به معنای وجدان که امروزه معنی آیین و مسلک هم می دهد؛
25- روز بیست و پنجمین, ارد است به معنای ثروت و نعمت
26- -نام بیست و ششمین روز ماه اشتاد است به معنای راستی
27- نام بیست و هفتمین روز آسمان است که باز جلوه ای از ارزش مظاهر طبیعی نزد ایرانیان است؛
28- نام روز بیست و هشتم, زامیاد است به معنی زمین که باز به عنوان یکی از مظاهر طبیعی و آفریده خداوند نزد ایرانیان مقدس است و آن را بر روی روز بیست و هشتم ماه نهادند؛
29- نام روز بیست و نهم ,مهر اسپند است به معنای کلام ایزدی یا گفتار آسمانی؛
30- و اما نام روز سی ام ماه انارام است که یعنی روشنایی محض و فروغ جاویدان؛
نام برخی از روزها با نام ماه های سال یکی است.هرگاه نام روز و نام ماه یکی شود در آن روز جشنی برگزار می شود که معروف است به جشن های ماهانه.مثلا روز سوم هر ماه اردیبهشت نام دارد بنابر این سوم اردیبهشت چون نام روز و ماه یکی میشود جشن اردیبهشتگان برگزار می شود.ویا روز شانزدهم هرماه مهر نام دارد بنابراین هر سال شانزدهم مهر ماه جشن مهرگان برگزار می شود؛
با توجه به این که تقویم زرتشتی ماه31 روزه ندارد و 6 ماه سی ویک روزه در تقـویم جدید داریم, و نیز در تقویـم جـدید اسفـند مـاه 29 روز است, پـس بـا ایـن حـساب در تقـویم زرتشتی پنـج روز آخـر سال کـم می آید. جـای این پنج روز نیز در این تقویم حساب شده است. به این گونه که این پنج روز را , پنج روز پنجه گویند که نام آن ها به این ترتیب است : روز نخست پنجه اهـنودگـاه نام دارد.روز دوم پنجـه اشتود گـاه نـام دارد.روز سوم پنجه سپنتمـدگـاه نام دارد. روز چهارم پنجه وهوخشترگاه نام دارد. و روز پنجـم پنجه وهیشتوایشتی نام دارد. بنابراین تقـویم زرتشتی که بر اساس گـردش زمین به دور خورشید است دارای 365 روز کامل می شود
با توجه به این که هر چهار سال یکبار ,سال کبیسه است و دارای 366 روز می شود, در سال کبیسه این روز اضافی نیز در نظر گـرفته می شود که نـام این روز اورداد است به مـعنی روز اضـافه؛
در تقویم زرتشتی هفته وجود ندارد پس روزهای اورمزد (روزاول ماه),روز دی به آذر که روز هشتم ماه است, روز دی به مهر(روز پانزدهم ماه)و روز دی به دین(روز بیست و سوم ماه) روز های تعطیل و استراحت است که آدینه روز نامیده می شود؛
الـبته تـقـویم امـروزی نیز در واقع همان تقـویم زرتشتی است با این تفاوت که 6 ماه نخست سال را 31 روزه کرده اند و در عوض پنج روز پنجه را حذف کرده اند؛
بر اساس نظر کارشناسان, تقویم زرتشتی کامل ترین و دقیق ترین تقـویمی است که تـا بـه امـروز توسط انسان ساخته شد که الـبته نخستین تقـویم تاریخ بشریت نیز است. از دیگر تقویم های ساخته دست انسان تقویم قمری یا عربی است که بر اساس گردش مـاه عمل می کند که به اندازه ای مسخره است که اصلا لازم نیست در باره اش حرف بزنیم زیرا هر سال بیش از ده روز جابه جا می شود.یکی دیگر از تقویم های مورد استفاده تقویم میلادی است که شایدامروزه پر کاربردترین تقویم دنیا باشد.که آن نیز کم و کاستی هایی دارد.بر اساس نظریه انفجار بزرگ هر سال به اندازه چندین ثانیه از سال قبل طولانی تر است که پس از چندین سال پی در پی این ثانیه های اضافی روی هم جمع می شوند و دوباره یک روز کامل به وجود می آید.در تقویم میلادی هر 2500 سال یک روز زیاد می شود.و آنان مجبورند هر دوهزاروپانصد سال یک روز از تقویم خود حذف کنند تا روزهای سالشان به هم نخورد.که یک بار در سال 1582 میلادی این کار را انجام دادند.ولی تقویم زرتشتی به اندازه ای پیشرفته است که بر اساس محاسبات ریاضی هر ده میلیون سال یک روز به آن اضافه می شود.این تقویم ساخته دست ایرانیان اولین و در کمال تعجب و افتخار پیشرفته ترین تقویم بشریت است که تاکنون ابـداع شده .
با تشکر از آرش حمیدی
سخته وقتی بهت خبر می دن بیا عزیزترینت رو ببین
خیلی سخته وقتی می گن شاید این آخرین دیدارت باشه
شاید....
و بدتر از اون وقتیه که تلفن زنگ می زنه و تو از ترس اینکه نشنوی، گوشی و بر نمی داری، یا دیر بر می داری
وقتی بر می داری می دونی که ساعت از ۴ صبح گذشته اونموقع است که می شنوی بهت می گن امروز نرو اداره ....
هنوز گیجی .. باورت نمی شه
می پرسی تموم شد؟؟؟؟
همش می خوای یکی از اونطرف خط بگه نه نه نه نه ......ولی فقط سکوووت بعد صدای گریه و بعد بوق ............
همه اینها در ۱ دقیقه اتفاق افتاد و وقتی فهمیدم که دیگه نبود ....
هنوز بوی تنش توی اتاق کوچیکش پیچیده
هنوز صدای قشنگش که می گفت: ای مادر کجا بودی که ما....... و شروع می شد قصه های جوانی ..
دلم خیلی پره ......
دلم خیلی گرفته.......
وقتی آن جا را نشانم دادند که بروم باورم نشد به کجا می روم...
آمدم به دنیا... دنیای آدم ها... آدم بزرگ ها...
اما چه سود که غرق شدم و تمام فرشته های حامی ام را فراموش کردم...
29بهمن(18 فوریه) در تقویم ایرانی (5 اسفند درتقویم باستان) اسفند نامیده شده است و به دلیل برابری روز و ماه در این روز جشنی بر پا می شود که اسفندگان نامیده شده است. این جشن به افتخار *امشاسپند اسفند/اسپند (اوستا:اسپنته آرمیتی Spenta Armaiti، پهلوی:سپندارمذ Spandarmaz) برگزار می گردد که این روز و تمام ماه اسفند متعلق به او است. این جشن را در حقیقت می توان گرامیداشت زنان دانست که قدیمی ترین در نوع خود در جهان است.
اسپند یا اسفند که نام او (آرمیتی) به معنی اخلاص است تنها امشاسپند زن در میان هفت امشاسپند است. او دختر اهورامزدا است و در انجمن الهی در طرف چپ او می نشیند. او مظهر فرمانبرداری مومنانه، هماهنگی مذهبی و پرستش است.
در اوستا، آرمیتی در جهان معنوی مظهر فداکاری و از خود گذشتگی، و در جهان مادی ایزد موکل زمین است که در دوره های بعدی تبدیل به خود زمین می گردد. آسمان ستاره نشان لباس اوست.
سپندارمذ نیرو و توان به مردان می دهد. بعنوان ایزد موکل زمین هنگامیکه شخص پارسایی زمین بایری را برای زراعت آماده می سازد یا گله را بر روی آن می پرورد و یا فرزند پارسایی را به دنیا می آورد شاد می گردد. و هنگامیکه فرمانروای ظالم یا دزدی نابکار بر چهره او قدم می زند اندوهگین می شود. برای خشنود کردن او باید خشنودی زمین و زنان را فراهم آورد.
در متون پهلوی سپندارمذ خویشکاری جدیدی را به خود می گیرد که تا قبل از آن با خود نداشته است. او نگهبان زنان پارسا می شود. هر کس می خواهد او را خشنود سازد باید زنان پارسا را خشنود نماید. از طریق اوست که مرد مؤمن زنی شریف برای خود خواهد یافت.
در فرشکرد و نبرد واپسین جهان او همتای دیوی خود ترومت(Taromat) را از میان خواهد برد.
روز سپندارمذ در ایران باستان روز زنان و قدیمی ترین روز در نوع خود در جهان است. در این روز زنان از کار خانه معاف بودند و مسئولیت خانه بر عهده مردان بود که علاوه بر آن باید برای زنان در این روز هدیه ای تهیه می کردند. برای برگزاری این جشن در این روز همه افراد خانه بامداد زودتر از هر روز از خواب بیدار می شدند. خانه را تمیز می کردند و با پختن آش که غذای سنتی ایرانیان است جشن را آغاز می کردند.
بسیاری این روز را روز والنتاین ایرانی می دانند اما باید در نظر داشت در اساطیر ایرانی عشق و ارتباط زمینی آن گونه که آن را فی المثل در اساطیر یونان و روم می بینیم وجود نداشته است. ایزدان اساطیری ایرانی بندرت جلوه مادی به خود می گیرند و نمی توانند مظهر امیال زمینی باشند. سپندارمذ در موارد نادری به شکل مادی ظاهر شده که یکی از آن موارد، در زمان منوچهر شاه و آرش کمانگیر است. این داستان بطور مفصل در مآخذ اسلامی آمده است و خلاصه آن چنین است:
در زمان شاه منوچهر، افراسیاب تورانی به ایران حمله کرد و پادشاه پیشدادی را در طبرستان محصور کرد. منوچهر از افراسیاب درخواست کرد که به اندازه یک تیر پرتاب از خاک او را به وی بازگرداند. افراسیاب این درخواست را پذیرفت. سپندارمذ در بارگاه منوچهر حاضر شد و به منوچهر دستور داد تیر و کمان خاصی بسازد و آرش که تیرانداز ماهری بود این تیر را پرتاب کرد و خود پس از پرتاب تیر پاره پاره شد. خدا باد را فرمان داد که این تیر را از کوه رویان بردارد و به اقصای خراسان برساند و این تیر در بلخ فرود آمد و به این طریق مرز ایران و توران مشخص شد.
عشق های زمینی بین ایزدان و یا نسبت به ایزدان در باور اساطیری ایرانی بسیار نادر است. تنها یک مورد ابراز عشق نسبت به سپندارمذ دیده شده است و آن هنگامی است که افراسیاب با دیدن سپندارمذ به او دل می بندد و او را به زنی می خواهد و این ایزد در زمین فرو می رود.
پس باور بداریم که روز سپندارمذ روز زن در باور ایرانیان است و ایرانیان چنین روزی را هرگز روز عشق یا والنتاین نمی نامیده اند.
امشاسپندان يا امهرسپندان (اوستا: امشه اسپنته) شش جلوه از جلوه هاي اورمزد(اوستا: اهورا مزدا) هستند و با سرور خود اورمزد انجمن آسماني هفت امشاسپند را تشكيل مي دهند.

امروز بعد از گشتن تو کلی سایت و خوندن کلی روزنامه به یه مطلب جدید برخوردم که دیدم جالبه اگه برای شما هم بفرستم. عکسهای زیر از سواحل شمالی سیدنی (یامبا) گرفته شده و توضیحاتی در این خصوص داده شده : دانشمندان معتقدند که کف این اقیانوسها از ترکیبات ناخلصی های آب نظیر : نمک، مواد شيميايي، گياهان مرده، اجساد متلاشي شده ماهي ها و فضولات جلبك هاي دريايي كه تمام اين ها بوسيله جريانات قوي اقيانوسي با هم تركيب شده اند و با آب دريا حالت كف آلودي را بوجود آورده اند . جالبه نه .................



با تو نفس کشیده ام، با چشمان تو دیده ام
مرا از تو گریزی نیست، چنانکه جسم از روح
و زمین را از آسمان و درخت را از آفتاب !
تو دلیل حیات من بوده و هستی و چنان با این دلیل زیسته ام که باور کرده ام
علت بودن من، تو هستی
پاسخ من به آغاز و پایان زندگی این است


یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی اینقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت
یلدا مبارک ![]()
همه ی عمر دیر فهمیدیم ... تو لحظه ها و دقیقه های آخر ... وقتی عمر همه چیز تموم شد ...
یه قطره بارون تو یه هوای غمگین واست یه دنیا می شه
یه لحظه آفتاب تو یه هوای برفی واست غنیمت می شه
یه قایق تو یه دریای طوفانی واست همه چیز می شه
یه عزیز وقتی که از دست رفت واست همه کس می شه
خدا فقط تو سختیها تنها پناهت می شه
نگاه کن پاییز داره تموم میشه
یه وقت نگی ای وای رنگهاش چقدر قشنگ بودش.....
زندگی خیلی طولانی نیست
افسوس که دیگه نمی خوامش و انوقته که می بخشیش به دیگری .![]()
*******
تا حالا فکر کردی بزرگترین آرزوت چیه
؟ یا بهتر بگم آرزویی که می دونی با داشتنش چیز دیگه ای نمی خوای ؟
اگه می دونی برام بنویس ![]()